اثر قضای الهی در امر درمان

اثر قضای الهی در امر درمان


« هروی » در بحرالجواهر گوید:

جالینوس از جمله هشت طبیب که مرجع و مآب و رؤوس ارباب صناعت طب بودند یکی او بود، و وی ختم اطبای کبار(1) بود و در علم طب چهارصد کتاب تصنیف کرد، و زنی را که در علم طب مهارتی داشت خصوصاً در معالجۀ زنان دریافت و از او أدویۀ بسیار قلیل الوجود بدست آورد..
چنین استماع افتاده(2) که وی را در آخر عمر اسهالی شد و مدتی مدید هرچند در معالجۀ خود جدّ و جهد(3) نمود آن مرض بیشتر می‌شد. مردم طعن(4) بسیار می‌کردند که با وجود کمال در معالجۀ امراض، خصوصاً در این مرض، عجب درمانده است. آخرالامر از طعن مردم به تنگ آمد و ایشان را بخواند(5) و فرمود که خمی(6) بیاورند و پر آب کنند و اندک داروی بر آن آب زد و بعد از آن فرمود تا آن را بشکستند، آن آب بسته شده بود(7). فرمود که از این دارو بسیار خورده ام اصلا نفع نکرد. بدانید که علم و تجربه در حین قضای حق تعالی به امری.، هیچ نفع نمی‌دهد..
.
(هزار و یک نکته: نکته 569، علامه حسن زاده آملی)



(1): اطبای کبار: از بزرگ ترین طبیبان
(2): استماع افتاده: شنیده شده
(3) جد و جهد: تلاش و کوشش بسیار
(4) طعن: کنایه و طعنه
(5) ایشان را بخواند: مردم را فراخواند تا در جایی جمع شوند
(6) خم: نوعی ظرف
(7) بسته شده بود: جامد شده بود

.
+ نوشته شده توسط حمید در ۱۳۹۰/۰۶/۰۱ و ساعت 16:35 |