می گویند در قدیم، شهری بوده که مردم آن مستجاب الدعوه بودند. حاکمان این شهر از مردم خود خیلی حساب می بردند چون اگر می خواستند به آن ها ظلمی کنند، فورا بر اثر دعای آنان سرنگون می شدند ... حاکم جدید بر تخت می نشیند ... در این اندیشه فرو می رود که چطور باید از این مشکل بزرگ خلاص شد و یک حاکم واقعی بود! ... ظاهرا به پیشنهاد وزیرش طرحی میریزد ... از مردم شهر می خواهد که هر یک از آنان تخم مرغی را بردارند و با خود به میدان شهر بیاورند و در آنجا بگذارند. وقتی این کار انجام شد، فرمان می دهند که هر کسی یک تخم مرغ بر دارد و برود ... بعد از این ماجرا حاکم، تجاوز به مردم شهر را آغاز می کند ... مردم هم برای سرنگون شدن حاکم دعا می کنند اما دیگر دعای آنان مستجاب نمی شود ...
انسان موجود بسیار دقیقی است و کوچکترین بی توجهی نسبت به طریقه سلوک، در او آثار خود را می گذارد. من شنیدم که یکی از عرفا (علما) می گفته (مضمون:) که اگر فرد فقیری نگاهش به میوه های یک میوه فروشی بیافتد و دلش آن را بخواهد اما نتواند که بخرد، این نگاه بر روی خورنده ی آن میوه، تاثیر می گذارد ... در جایی خواندم که شخصی زمینی داشت و زراعت می کرد، روزی میبیند که گاوی که زمین همسایه را شخم می زده به زمین او آمده و مقداری از خاک های زمین همسایه را هم با "گاو آهن" به زمین او آورده. پس آنسال از محصول آن زمین چیزی نخورد ...
این ها مثال هایی بود برای تذکر مسئولیت خطیر و فراموش شده ی انسان در عصر حاضر تا کمی در حقیقت خلیفة اللهی و هدف خلقت خود، اندیشه کنیم ... از کجا آمده ایم؟ برای چه آمده ایم؟ به کجا خواهیم رفت؟ چگونه خواهیم رفت؟ ...
* * * * * * * * *
هدف از خلقت انسان "عبودیت" است ... "و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون" ... در تمدن اسلامی، تمام ساز و کارها ، شرایط رسیدن به این عبودیت را فراهم می کنند و هیچ کدام مانع آن نمی شوند ... مثلا سیستم اقتصادی در اسلام، مال شبهه ناک در شکم مردم نمی ریزد چون مانع از قرب او می شود ... اما آیا سیستم های اقتصادی غرب، این را می فهمند؟ ... آیا برای این هدف تولید شده اند؟ ... این ها در کشور ما دارند چکار می کنند؟ این جریان گردش پول بر چه اساسی کار می کند؟ ... این را به این خاطر مثال زدم که امروز خیلی ها با آن آشنا هستند و نیازی به توضیح ندارد ...
طب اسلامی، طبی است که خود اسلام آن را تولید می کند. بدیهی است که چنین طبی، مانع پیشروی و رسیدن به اهداف اسلام نمی شود. این علم و هر علم دیگر اگر از دین پدید آمده باشند، همگی در جهت عبودیت و قرب انسان و رشد جامعه به سمت اهداف دین اسلام عمل می کنند ... با این شرایط، طب اسلامی هدفش فقط درمان امراض نیست بلکه چگونگی آن هم برایش مهم است ... این درمان نباید مانع از قرب انسان و همچنین موجودات زنده دیگر شود ... اسلام برای درمان بیماری راهی را پیشنهاد نمی کند که به هدف درمان بیماری، عقل انسان را زایل کند ... به هدف درمان مرض مادر، جنین را در شکم مادر مورد حمله قرار نمی دهد تا زمینه ساز اعتیاد او در دوران جوانی باشد ... مواد شیمیایی را به هدف درمان، وارد بدن خلیفة الله نمی کند ... به بهانه درمان، او را بمباران شیمیایی نمی کند تا فرصت و توان عبودیت را از او بگیرد ...
امام على عليه السلام به يكى از دانشمندان يهود گفت: هر كس طباع او معتدل باشد مزاج او صافى گردد، و هر كس مزاجش صافى باشد اثر نفس در وى قوى گردد، و هر كس اثر نفس در او قوى گردد به سوى آن چه كه ارتقايش دهد بالا رود، و هر كه به سوى آن چه ارتقايش دهد بالا رود به اخلاق نفسانى متخلق گردد و هر كس به اخلاق نفسانى متخلق گردد موجودى انسانى شود نه حيوانى ، و به باب ملكى درآيد و چيزى او را از اين حالت برنگرداند.
پس يهودى گفت : الله اکبر! اى پسر ابوطالب! همه فلسفه را گفته اى - چيزى از فلسفه را فروگذار نكرده اى.
طب اسلامی، و تغذیه اسلامی، طباع انسان را معتدل می کند تا موجودی انسانی شود و نه حیوانی ... آیا این اصل را باید به بهانه های واهی کنار گذاشت و سر در مقابل عقیده ای فرود آورد که باطنش "حیوان انگاری انسان" است و حیوان شدن انسان هدفش؟ ... امروز به برکت طب و تغذیه مدرن، طباع ما به هم ریخته و این مانع از عبودیت ماست ... مانع از انسان شدن ماست ... هرچند ادعا کند که با سموم شیمیایی درمان می کند اما این درمان، مانع انسانیت می شود پس اسمش درمان نیست ... درمانی که خودش بیماری تولید کند و بستر عوارض و مشکلات باشد، و مانع از رشد و قرب انسان شود، و طباع و مزاج او را از تعادل خارج کند، در تمدن اسلامی درمان نیست و جایگاهی نخواهد داشت ...





